به انتظار روزهای خوب ننشینیم، به انتظار فرج زمینه ساز و عمل کننده به خوبی ها باشیم.

رخدادها

به نام خدا

کاظمین را به مقصد سامرا ترک کردیم.

حس عجیبی در میان همسفران حاکم بود...

 

حضرت خاتون سلااام.

اینک در کنار مزار غریبانه تان زانوی ادب زدم و بر غربت شما و فرزندتان اشک می ریزم.

سال ها بود که آرزوی چنین روزی را داشتم. ده سال پیش، توفیق این محضر نصیبم شده بود.

حضرت نرجس خاتون؛ از دلبندتان برایم می گویید؟

هاه- وأومأ بیده- شوقاً الی رؤیته.

آه- چقدر به دیدار او (حضرت مهدی علیه السّلام) مشتاقم.

برای تو...

جمعه ها طبع من احساس تغزل دارد         ناخودآگاه به سمت تو تمایل دارد
بی توچندیست که درکارزمین حیرانم        مانده ام بی تو چرا باغچه ام گل دارد
شاید این باغچه ده قرن به استقبالت         فرش گسترده و در دست گلایل دارد